خلیل وثیقی روان
اطلاعات تماس
توضیحات
آرام، پرتلاش، بیحاشیه، امانتدار و حافظ امکاناتی که در اختیارش بود. در سالهای پایانی علیرغم مشکلات خانوادگی، خدشهای در کارش ایجاد نشد.
عبارتهای بالا ایجازنوشته دکتر خاکبازان است درباره آقای وثیقی.
فکر میکنم آقای دکتر خاکبازان از همه کاملتر درباره آقای وثیقی نوشت و چیزی اضافه نمیخواهم.
سال ۱۳۷۳ به استخدام دولت درآمدم و مسیر کاریام را در مرکز آموزش آغاز کردم. در ابتدا کارگر فصلی بودم و بعدها در بخشهای مختلف از جمله آشپزخانه فعالیت داشتم. آن زمان، شور و شوق خاصی برای ورود به یک ارگان دولتی داشتم و با دیدن نظم و امکانات مرکز، انگیزهام بیشتر میشد. با مهندس هاشمی و مهندس چراغعلی همکاری کردم و از همان ابتدا محیط کاری برایم دلگرمکننده و آموزنده بود.
کارم در آشپزخانه و نظافت سالنها و خوابگاهها نیازمند صبر، دقت و نظم بود. علاقهمند به نگهداری از فضای سبز و محیط کار بودم.
از سال ۱۳۷۵، در خوابگاه بعثت زیر نظر جهاد کشاورزی، مسئول شیفت خوابگاه شدم و علاوه بر نگهداری و نظافت، در آشپزخانه و امور روزانه خوابگاه فعالیت داشتم. این کار، با وجود سختی برایم تجربهای ارزشمند بود؛ زیرا مسئولیت رفاه دانشجویان و مهمانان بر عهده من بود و حس مفیدی داشتم.
از سال ۱۳۸۴، در مرکز آموزش فعالیت خود را ادامه دادم. در این دوران با آقای دکتر راضی، معاون مالی و اداری، و دکتر اصغری، رئیس مرکز همکاری داشتم. وظایفم شامل آشپزی، نگهداری سالنها، مدیریت پذیرایی از مهمانان و دانشجویان، و هماهنگی امور اداری و مالی بود. تجربه مدیریت پذیرایی از چند صد تا چند هزار نفر را به دست آوردم و مهارت برنامهریزی و مدیریت زمان را به خوبی آموختم.
در طول این سالها با همکاران و مدیران مختلف همکاری داشتم و همواره سعی کردم وظایفم را با صداقت و دلسوزی انجام دهم. ارتباط صمیمی با همکاران و برخورد انسانی با دانشجویان و مهمانان، باعث شد محیط کاری برایم رضایتبخش باشد.
کار در بخشهای خدماتی و آموزشی، به ویژه نگهداری سالنها و آشپزخانه، مسئولیت و فشار زیادی داشت. ساعتهای طولانی کاری، از صبح تا نیمهشب، سخت بود، اما علاقه و تعهد به کار خستگی را کاهش میداد. در کنار این، زندگی شخصیام دشواریهایی داشت؛ بیماری همسرم در هشت سال اخیر، شرایط خاصی ایجاد کرده و لحظات خوش زندگی را محدود کرده است.
با این حال، رضایت از کار، عشق به محیط آموزشی و احساس مفید بودن، همیشه برایم دلگرمکننده بود. برخورد انسانی با مهمانان و دانشجویان و تلاش برای خدمت به آنها، تجربهای است که همیشه با خودم حفظ خواهم کرد.
امروز که به سالهای خدمت خود نگاه میکنم، بیش از هر چیز به صداقت، وجدان کاری و تعهد خودم افتخار میکنم. این ۳۳ سال تلاش صادقانه، باعث شده حتی در سختترین شرایط، آرامش و رضایت درونی داشته باشم.
اگر بخواهم یک نکته را تغییر دهم، شاید مسیر انتخاب شغلی یا استقلال مالی در دوران خدمت بود تا پس از بازنشستگی دغدغه کمتری داشته باشم.
